|
***پســـــران بی دل*** آرزویم این است، نتراود اشک در چشم تو هرگز، مگر از شوق زیاد..
| ||
|
خدایا.... در میان قرانت،جای سوره ای به نام "عشق "خالیست!!! هنگامی که میگوید: قسم به عشق ؛آنجا که دلت را میشکنند.... و تو جز معبود خود، سرپناهی نمیابی ...!!! [ ۱۳٩۱/۳/٥ ] [ ۱:٥۱ ب.ظ ] [ نیچه ]
زنها به دنبال مرد کاملند، . و مردها بدنبال زن کامل..، . در حالی که نمیدانند خداوند آنها را برای کامل کردن یکدیگر آفریده است...!!
[ ۱۳٩۱/۳/٤ ] [ ۸:٤۸ ق.ظ ] [ سامــــیار ]
بودم،.....بودی،....نبود... "خوش بودیم"..!!! بودی،...بود،....،نیستم... "خوش باشی"..!!! «دلنوشته»
[ ۱۳٩۱/۳/٢ ] [ ۳:٤٦ ب.ظ ] [ نیچه ]
مردم حتی زمانی هم که از شما می خواهند معایب شان را آشکارا به آنها بگویید ، انتظار ستایش و تحسین دارند...!!
( ویلیام سامرست موام )
[ ۱۳٩۱/۳/۱ ] [ ٩:۳٤ ق.ظ ] [ سامــــیار ]
. از بهشتِ امن ، تا دنیــای تو ، راه ِ درازی بود ... در تنهایی چشم گشودم دلخوش به اینکه عشق راه و رسم آدمیان است.. !
[ ۱۳٩۱/٢/۳۱ ] [ ۱۱:٢۳ ب.ظ ] [ هــَــــنـا ]
خدایا... حرف برای گفتن زیاد دارم..، این بار... پیغمبری را بفرست که فقط بشنود .!!! [ ۱۳٩۱/٢/٢۸ ] [ ۳:۳٧ ب.ظ ] [ نیچه ]
از نظر انسان ها؛ سگ ها حیوانات با وفایی هستند؛ ولی از نظر گرگ ها...... آن ها گرگ هایی هستند... که تن به خفت و خاری داده اند....!!!
[ ۱۳٩۱/٢/٢٦ ] [ ٧:۳٢ ب.ظ ] [ نیچه ]
ابراهیم همهء بت ها را شکست و تبر را... در دست بت بزرگ گذاشت؛ وخدا هم روز ازل سرنوشت ما را نوشت و قلم را به ما داد ساده دلان گمان می کنند... میتوان با این قلم چیزی نوشت ...!!! [ ۱۳٩۱/٢/٢٥ ] [ ٢:٥۳ ب.ظ ] [ نیچه ]
تنها و تنها یک پدر است، که دوست دارد، از رقیبش شکست بخورد، "از فرزندش"
[ ۱۳٩۱/٢/٢٤ ] [ ٥:٢٥ ب.ظ ] [ سامــــیار ]
زاهدا ...زاهدا من که خراباتی و مستم "به تو چه" ساغر و باده بود بر کف دستم "به توچه" تو اگر گوشه ی محراب نشستی,صنمی گفت چرا...؟؟؟ من اگر گوشه ی محراب نشستم "به توچه"....
[ ۱۳٩۱/٢/٢٤ ] [ ٢:٥۱ ب.ظ ] [ نیچه ]
|
||
| [ طراحی : پسران بی دل ] [ Weblog Themes By : samiarbdel ] | ||